چگونه زبانه باس کاملا ناپدید شود


پاسخ 1:

همانطور که از وبلاگ من نقل شده است ، من با "فلسفه" خود باس به بسیاری از پاسخ های خوب فوق اضافه خواهم کرد

فلسفه من در زمینه نواختن باس

.

من در طول سالها با چندین نوازنده در مورد آنچه که به نظر من مهم است برای اینکه یک باسیست خوب باشم بحث کرده ام. بنابراین من نظر شخصی خود را در اینجا جمع آوری کرده ام. توجه داشته باشید این فلسفه شخصی من است و به هیچ وجه به معنای داشتن سرنخ واقعی از صحبت های من نیست!

"سنگ" باش

من باس را پایه و اساس هر گروه موسیقی می دانم. منظور من از این کار این است که من بعنوان باسیست بیشترین تأثیر را در پویایی ، بیشترین تأثیر را بر سرعت و بیشترین تأثیر را بر تنگی دارم. از نظر ماهیت ، گیتارها در فشردگی و سرعت کلی یک آهنگ تأثیر کمتری دارند و همین امر را می توان در مورد قطعات صفحه کلید مبتنی بر ملودی نیز گفت. و گرچه طبل مسلماً کنترل زیادی دارد ، من مسئولیت خود را برای اطمینان از درست بودن آهنگ ها و احساس صحیح آنها می دانم. من می خواهم "راک" یا "چسبی" باشم که آهنگ را به هم می چسباند و همه چیز را بهم گره می زند.

اولین کاری که من انجام می دهم ، خواه باند جدید باشد ، هم تحصن ، یک آهنگ جدید ، چه چیزی دارید ، این است که مطمئن شوید کاملاً 100٪ در بند هستم و با درامر خودم هماهنگ هستم. به آن قسمت ریتم برای هیچ چیز گفته نمی شود! اما فراتر از آن ، من می خواهم پلی از درامر به موسیقی دانان دیگر باشم ، کسی باشم که ارتباط برقرار می کند ، ارتباط چشمی برقرار می کند و همه چیز را کنار هم نگه می دارد. گروههای خوب کار سخت و ارتباطی را می طلبند و من می خواهم 99٪ مطمئن باشم که قطعات من قفل شده و قابل اعتماد هستند ، بنابراین سایر موسیقی دانان می توانند جادوی خود را در بالای پایه من کار کنند.

با دیگران خوب بازی کنید

این هنگام بازی با نوازندگان کیبورد ، به ویژه افراد با استعدادی که از دامنه کامل 88 کلید خود استفاده می کنند ، از اهمیت حیاتی برخوردار است. من به اندازه کافی خوش شانس بوده ام که در طول زندگی حرفه ای خود با چندین نوازنده کیبورد عالی بازی کرده ام و با این کار مجبور شده ام یاد بگیرم که با آنها در سبک های مختلف بازی کنم. پوشش در مقابل اصلی در انتها کمی متفاوت است ، زیرا قسمتهای جلد آنها به وضوح مشخص شده است ، و اگر هر دو قسمت را به صورت اجرا شده بازی می کنید ، به طور کلی خوب هستید.

با این حال ، در مورد نسخه های اصلی ، بسیار مهم است که نوازنده موسیقی بیس بسیار آگاه باشد که نوازنده کیبورد با دست چپ خود ، دستی که قسمت های صفحه کلید بیس را انجام می دهد ، چه موسیقیایی انجام می دهد. به حق ، بازیکنان با استعداد از دست چپ خود برای افزایش قطعات صفحه کلید خود استفاده می کنند ، و برای باسیست ضروری است که راه خود را در آن قسمت ها پیدا کند و چیز دیگری را به میز بیاورد تا از ترکیب یا کدر شدن آنچه که نوازنده کیبورد انجام می دهد جلوگیری کند. دامنه های پایین تر

همچنین مهم است که تکنیک های درامر خود را وارد کنید و سعی کنید دست راست خود را با ریتم آنها مطابقت دهید. بسیاری از اوقات می توانید درک ریف و پر شدن خود را با گره زدن زمان پر کردن به درب پر کنید. پر کردن باس های مورد علاقه من مواردی است که جدا کردن ضربه درام از چسب سیم باس دشوار می شود. این نشانگر فشردگی و درخشش نت های درام و باس است.

حس ملودی خود را بیاورید

من قصد ندارم در اینجا درباره مشخصات انتخاب نت اظهار نظر کنم ، زیرا فکر می کنم جدا کردن از هر آهنگ خاصی دشوار است. اما من می گویم که هرگز نباید ترسید که به قطعات باس خود نوعی ملودی یا تأثیر ملودی بدهید. خواه وارونگی در برابر آکوردهای گیتار باشد ، یعنی پایین آمدن با بالا آمدن قسمت گیتار ، یا ملودی کاملا متضاد با آواز ، به شرطی که سرعت و احساس را پایین نگه دارید فکر می کنم داشتن مقداری ملودی در قطعات شما کاملاً قابل قبول باشد و نه فقط روی نت های ریشه آکورد بنشینید یا پیاده روی در مقیاس سه گانه انجام دهید. الگوهای سه گانه هیچ مشکلی ندارند ، زیرا آنها مطمئناً مکان و زمان خود را دارند ، اما من هرگز احساس تکلیف نکرده ام که از آنها در جایی که ممکن است کمی تیزتر ، بزرگتر یا گیرنده تر باشد ، استفاده کنم.

شور را بیاورید

یک چیزی که من قطعاً بر آن اصرار خواهم کرد ، این است که یادداشت های خود را با اعتقاد راسخ بنویسم. معنی آنها را. به آنها حمله کنید. حتی در تصنیف ها ، با احساس به دنبال یادداشت های خود بروید. خود یادداشت ها از نظر اشتیاق اهمیتی ندارند. اگر احساس تفرقه نکنید ، یا احساس پر شدن کنید ، یا لغزش را احساس کنید ، یادداشت ها برای شما یا مخاطبان شما طنین انداز نمی شود. اگر قسمت باس شما بدن شما را تکان نمی دهد ، یا سرتان کمی تکان می خورد ، من می گویم که شما به این قسمت متعهد نیستید. بسیاری از باسیست ها در آنجا بهتر از من هستند ، اما منظور من همان چیزی است که من بازی می کنم ، و این اتفاق می افتد و تفاوت ایجاد می کند.

عمل را کم نگه دارید

به غیر از تصدیق اینکه مال من بیشتر به دلیل احساس و صحبت از نظر فنی بسیار بد است ، بیشتر به دلیل کوچک بودن دستانم در مقایسه با اندازه گردن گیتار باس ، به زحمت نمی توانم چیز زیادی در مورد تکنیک بگویم. در حالی که می توانم موسیقی را به صورت دستی بنویسم ، و اینجا و آنجا را با معلمان مختلف درس می خوانم ، من تا حد زیادی خودآموخته هستم ، نمی توانم بینایی بخوانم ، و دریافتم که سبک و توانایی من با گذشت زمان کم و بیش بازی می کند.

در پایان دوره 3 ساله من با IronHorse Exchange احتمالاً در راس بازی خود قرار داشتم. علیرغم دستهای کوچکم ، احساس هم افزایی خاصی با 5 سیم Fender J-bass خود داشتم که نتیجه نکته ای بود که من در جایی از یک مجله برداشتم. من خواندم که هرچه عملکرد رشته شما بالاتر بود و یا انگشتان خود را از فرت برد دورتر نگه داشتید ، هم زمان و هم انرژی لازم برای نواختن یک نت به طرز چشمگیری افزایش یافت. این یکی از مواردی بود که بلافاصله پس از آن بسیار واضح به نظر می رسید. بسیاری از باس های خارج از قفسه به دلیل احتمال وزوز اخم بسیار کم عمل نمی کنند. با این حال ، من همه باس هایم را به داخل می گرفتم و آنها را تا جایی که ممکن بود پایین می کشیدم ، و سپس همیشه نوک انگشتانم را بالای سر رشته ها نگه می داشتم. هر دو ماه یکبار آنها را برای تنظیمات برمی داشتم تا اقدامات را تنگ نگه دارم. بازی من در طول 3 یا 4 مجموعه 60 دقیقه ای از مواد پوشش دهنده دهه 80 سریعتر ، تمیزتر و خسته کننده تر بود.

آغوش ابهام را بگیرید

یافتن باسیست های خوب سخت است. همه دوست دارند گیتار یا درام بنوازند و بسیاری از اوقات شخص به بازی باس و یادگیری آگاهانه ساز یا تمرکز بر پیشرفت علاقه پیدا می کند. مطمئناً می توانم بگویم که من ترجیح می دادم یک گیتاریست دودکننده باشم ، اما به دلیل اینکه من یک باسیست شایسته و مسلط به سبک های مختلف بودم ، کنسرت هایی گرفتم. همیشه گروهی وجود دارد که به دنبال یک باسیست خوب است.

معنی این امر ، عمدتا ، این بود که در نتیجه به همان اندازه در کنسرت ها و جاهای دیگر توجه جلب نکردم. اکنون به شما اعطا می کنم که من جذاب ترین فرد نیستم ، و مطمئناً انتظار توجه خاصی را نداشتم ، و یا شخصی نبودم که برای "دختران آوردن" به گروه های موسیقی پیوسته ام ، اما من فکر می کنم مهم است که توجه داشته باشم که بدنامی چیزی است که نوازندگان است در بعضی مواقع تلاش خواهد کرد ، و این بخشی از آنچه آنها را در مسیر گیتاریست یا خواننده یا درامر سوق می دهد است. به طور کلی ، بیشتر باسیست ها تقریباً مورد توجه قرار نمی گیرند.


پاسخ 2:

1. گیتار خود

1. الف) وصل و وصل کردن

همیشه و منظور من همیشه ، آمپلی فایر را قبل از وصل یا خاموش کردن باس ، خاموش کنید. در غیر این صورت ، صدای بسیار عجیبی دریافت می کنید و با گذشت زمان آمپلی فایر باس / جبران ناپذیر آسیب می بیند

1. ب) لحن دلپذیری پیدا کنید

یک چیز مهم با باس این است که لحن خود را پیدا کنید. اطمینان حاصل کنید که لحن شیرینی دریافت کرده اید. یک عیب باس این است که ، گاهی اوقات ، اگر لحن اشتباه را تنظیم کنید ، حتی می تواند به سلامتی شما آسیب برساند. بنابراین ، به دنبال کمک باشید و لحن مناسبی را مطابق باس خود تنظیم کنید. همچنین ، باس را به اندازه کافی بلند کنید تا خط بیس شما پشت خط گیتار "پنهان" نشود

1. ج) هر روز رشته ها را تمیز کنید

به طور کلی مبلغ هنگفتی برای سرویس گیتار باس از یک نفر گرفته می شود. از این رو ، روزانه گیتار خود را تمیز کنید. (هر وقت بعد از بازی) با این کار از زنگ زدگی در رشته ها و همچنین نیاز به سرویس جلوگیری می شود. به علاوه سرویس و تغییر رشته های مکرر ، فقط کارایی باس شما را کاهش می دهد

2. بازی کردن باس زیر این فرض را بر عهده می گیرد که شما یک باسیست راست دست هستید

قانون دست چپ: چهار انگشت - چهار فرت: بله ، کشیدن انگشتان در ابتدا برای پوشاندن چهار فرمت باس دشوار است اما خود را تحت فشار قرار می دهید و مطمئن شوید که انگشت اشاره ، وسط ، حلقه و انگشت آخر شما در چهار فرمت قرار دارد گردن گیتار و هر نت که در این فرت بازی می کنید باید با انگشتان مربوطه پخش شود

قانون دست راست: گزینه بالا به پایین: شما باید انتخاب کنید. برای انتخاب باس با دست راست ، می توانید با خلال فکر یا انگشتان اشاره و میانی خود را انتخاب کنید. اگر گزینه اول را انتخاب می کنید ، همیشه باید گزینه های جایگزین را انتخاب کنید - انتخاب پایین همیشه باید یک انتخاب بالا را دنبال کند و برعکس. و با انگشتان ، شاخص و وسط شما باید متفاوت باشد. دست شما در ابتدا همکاری نخواهد کرد ، اما به تمرین ادامه دهید.

قانون ذهن: یادداشت های خود را بدانید: به عنوان یک نوازنده موسیقی ، کاملاً اجباری است که باید نت های مربوط به تک رشته ها و تک تک گیتارها را بدانید. آن را به حافظه عضلانی تبدیل کنید..یعنی "F" و ضربات مختلف نت F را بزنید (اولین fret E String ، Third Fret D String - موسوم به "نت های اکتاو" .... هشتم fret A String و Tenth Fret G String ... و غیره و غیره) .. این کار را با هر نت انجام دهید و هنگامی که کسی از شما می خواهد یک نت را بنویسید ، باید آن را از مکان های مختلف باس پخش کنید

The Ear Rule: Stay with the Drummer: مهمترین سازنده ساز باسی ضربان درام است. به ضربان طبل گوش دهید و با خط باس خود ازدواج کنید. گیتاریست را فراموش کنید ، آواز را فراموش کنید (مگر اینکه آواز بخوانید / هارمونی نمی دهید) ، همه چیز را فراموش کنید ... به ضرب آهنگ گوش دهید ، بگذارید از بدن شما جریان یابد و آن را بنوازید

و همه اینها "قانون" دقیقاً نیستند اما توصیه می شود که آنها را دنبال کنید.

با عرض ادب پاسخ دهید

ویدیوت سوبرامانیان

(باسیست ،

مسیرهای انحرافی | سنگ از Chennai، IN

)


پاسخ 3:

خیلی ها خواهند گفت که شما باید همراه با درامر ستون فقرات گروه باشید.

بیایید تلخه را بریزیم و واقعی صحبت کنیم ، اینطور است؟

  1. هرگز کانون توجه خواننده یا گیتاریست اصلی را نگیرید. شناخته شده است که برخی از نوازندگان بیس با تلاش برای انجام این کار تا حد زیادی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.
  2. حتی در مصاحبه ها سعی نکنید که یک جبهه فرنگی باشید. در حقیقت ، به احتمال زیاد هیچ کس نظر شما را نخواهد ، بنابراین جای خود را در سایه بپذیرید.
  3. حجم ساز شما هرگز در هر کنسرت به اندازه کافی زیاد نخواهد شد. متاسف.
  4. بازیکن بیس که از انتخاب استفاده می کند ، گربه است.
  5. نوازندگان بیس که از انگشتان خود استفاده می کنند ، گربه هستند.
  6. بازیکنان باس که سیلی می زنند بهترین هستند ، اما هنوز هم گربه هستند.
  7. هرگز هرگز سعی نکنید عضوی از گروه شوید. این کار باعث می شود شما با یک پا در الاغ خود اخراج شوید که باعث می شود هفته ها این واقعه را به یاد بیاورید.
  8. خطوط باس باید همیشه کسل کننده باشند ، در غیر این صورت دیگران فکر می کنند شما می خواهید قانون شماره 1 را نقض کنید.
  9. انتظار نداشته باشید که تصویر شما در هر عکس باند از نور خوبی برخوردار باشد. بهتر است که شما آن را بپذیرید ، قبل از اینکه خیلی دیر شود.

و آخرین ، اما مطمئناً کمترین ...

10. تنها لحظه ای که به شما اجازه مرتب سازی می دهد بلافاصله بعد از هر آهنگ است که در آن شما می توانید یک ملودی سیلی بسیار کوتاه 1 یا 2 ثانیه ای داشته باشید. خودشه.

امیدوارم که این "10 دستور" را دوست داشته باشید. حالا شما می دانید که یک بازیکن بیس (عالی) چه کاری لازم است.

یادگیری مبارک!


پاسخ 4:

با فرض اینکه منظورتان در یک گروه راک باشد. من در 30 سال اخیر در این گروه ها گیتار باس می نواختم. این چیزی است که من یاد گرفته ام.

1. با درامی که می توانید به او اعتماد کنید کار کنید. اگر آنها نمی توانند یک سرعت ثابت را حفظ کنند ، وقت خود را تلف نکنید.

2. به درامر قابل اعتماد خود اعتماد کنید. به آنها اعتماد کنید تا وقتی هر دو باید پس از استراحت با یک تصادف وارد شوید ، آنجا باشند.

3. شیار پیدا کنید. شما همان چیزی هستید که باعث می شود مردم از مدفوع بار خود بلند شوند و به زمین رقص بروند. این شغل شماست آهنگ هایی را یاد بگیرید که این کار را انجام می دهند. در موسیقی خود از آنها الگوبرداری کنید.

4. مراقب باشید. بداهه نوازی می تواند سرگرم کننده باشد ، اما اگر نوازنده گیتار نت غلطی بنوازد ، هر نوازنده گیتار از مخاطب پوزخند می زند. اگر نوازنده بیس یک نت اشتباه بخورد ، هر انسانی برای سه بلوک سر خود را برمی گرداند و می گوید "چه ...؟" این فقط طبیعت وحش است.

5- مثل درامر بازی کنید ، نه مثل گیتاریست. بر روی گیتار باس خود طبل بنوازید. که شامل پر کردن طبل است.

این چیزی است که اخیراً روی آن کار کرده ام. امیدوارم حداقل تعدادی از این نکات را نشان دهد.

آبی بی پایان - چشمان سبز

پاسخ 5:
  1. همیشه با درامر قفل کنید. (همانطور که گفته شد ، همیشه دعا کنید که طبل زشتی نداشته باشید.)
  2. اگر تکنوازی باس ندارید خودنمایی نکنید. از بهترین باسیست ها نه به دلیل استعداد فنی ، بلکه به دلیل توانایی آنها در بستر بی حرکت موسیقی استقبال می شود.
  3. در جیب بازی کنید. این واقعاً وظیفه شما به عنوان بیسیست است.
  4. اگر شک دارید ، ریشه بازی کنید. باس بازی سخت است. همه چیز ممکن است سریع پیچیده شود ، اما اگر درسی درباره باس آموختم این است که اگر شک دارید ، ریشه بازی کنید. شاید بهترین نت نباشد اما به احتمال زیاد نت اشتباه نیست. این "دکمه وحشت" شما است.
  5. شما گیتاریست نیستید ، حتی اگر از نظر فنی گیتار بزنید.
  6. شما از آنچه مردم فکر می کنند مهمتر هستید. مخصوصاً برای مواردی مانند متال و پاپ. شنوندگان گاه به گاه و حتی نوازندگان مبتدی به شدت نقش بیسیست را دست کم می گیرند.
  7. به موقع بازی کنید. یک درامر شلخته می تواند قابل بخشش باشد ، اما هرگز باسیست شلخته. بله ، ما آن را می شنویم.

پاسخ 6:
  1. یاد بگیرید که باس خود را تنظیم کنید. یک تنظیم کننده بخرید و قبل از هر جلسه از آن استفاده کنید.
  2. استفاده از مترونوم را بیاموزید. یک مترونوم ساده بخرید یا برای iPad / تلفن خود برنامه دریافت کنید. مترونوم را تنظیم کنید تا در ضربان ، نه در هر ضربان ، ضربه بزند. اکثر آهنگ ها دارای 4 ضرب در هر پیمانه هستند. ضربات عقب در 2 و 4 است. بنابراین مترونوم را تنظیم کنید تا در هر ضرب و شتم دیگر تیک تیک بزند ، و در حال حاضر "یکی دو سه چهار" بشمار می رود. سپس با هم بازی کنید.
  3. مقیاس ها و حالت ها را یاد بگیرید و آنها را با مترونوم بازی کنید.
  4. آهنگ ها را یاد بگیرید و همراه خود بازی کنید. سعی کنید مترونوم را با همان آهنگ تنظیم کنید و همراه با اجرای آن نیز بازی کنید.
  5. وقتی با دیگران بازی می کنید ، خود را رابط بین سازهای ملودیک و طبل ها بدانید. نوازنده گیتار یا کیبورد چیزی در ذهن دارد که او می خواهد بنوازد ، و درامر چیزی در ذهن دارد که او می خواهد بنوازد. وظیفه شما این است که خود را مستقیماً در بین این قسمت ها قرار دهید و کوتاهترین پیوند را بین آنها ایجاد کنید. این ترکیبی از احساس ، انتخاب نت ، لحن و ریتم است.

پاسخ 7:

وقت شما نباید هرگز متزلزل شود ، حتی اگر برخی از احمقها مثل من با عجله به سرعت بروند. جهنم ، حتی اگر درامر عجله دارد ، شما باید بدترین چشم متعفن خود را به او بدهید و سعی کنید سرعت او را کم کنید.

این بدان معنی است که بهترین دوستان جدید شما مترونوم و دستگاه طبل هستند.

شما هرگز نباید فرم را فریب دهید. یک گیتاریست می تواند سر و صدا کند و از آن دور شود. تو نمی توانی.

این بدان معنی است که شما باید در مورد چگونگی تلفیق آهنگ ها فکر کنید. تمام وقت لعنتی.


پاسخ 8:

وظیفه شما این است که صدای دیگران را بهتر ببرید. بنابراین: کمتر بیشتر است. اگر کاملاً مطمئن ریشه را روی ضرب و شتم بازی کنید ، بازیکن باس بهتری نسبت به بسیاری از مسافران نفسانی که به همه جای آن ضربه می زنند و سیلی می زنند ، خواهید بود. برخی از بهترین نوازندگان باس (به عنوان مثال جیمز جمرسون و داک دان) هرگز در زندگی خود انفرادی بازی نکردند.


پاسخ 9:
  1. برای آهنگ بازی کنید ، نه شما.
  2. به دیگران گوش دهید.
  3. از افزایش صدا نترسید.
  4. هر ژانری را که پیدا کنید تمرین کنید.
  5. سعی کنید مانند ساز دیگری ، مانند ساکسیفون ، شیپور یا پیانو بنوازید.
  6. ساده باش همانطور که شخص دیگری در اینجا گفت ، کار خود را به کوتاهترین پیوند بین سایر موارد تبدیل کنید. اگر ناپدید شوید ، درست فهمیدید

پاسخ 10:

یک قانون بالاتر از هر چیز دیگری وجود دارد: شما ابزار اصلی نیستید: سادگی همه چیز است.

سعی نکنید خیلی نت یادداشت کنید - فقط مطمئن شوید که هر کاری که انجام می دهید تمیز و عالی است ،